کالبدشکافی علمی افت هشریت جهانی بیتکوین در دیماه ۱۴۰۴ واکاوی تقاطع بحرانهای اقلیمی ایالات متحده، اقتصاد استخراج و افسانه ماینینگ زیرزمینی در ایران
شبکه بیتکوین به عنوان پهناورترین و پیچیدهترین زیرساخت محاسباتی غیرمتمرکز در تاریخ فناوری، همواره بازتابی از تعاملات عمیق میان اقتصاد کلان، متغیرهای ژئوپلیتیک و پدیدههای فیزیکی و اقلیمی در سراسر جهان بوده است. این شبکه، امنیت رمزنگاریشده خود را از طریق فرآیندی ترمودینامیکی به نام استخراج یا همان ماینینگ تامین میکند؛ فرآیندی که در آن انرژی الکتریکی به توان پردازشی یا هشریت (Hashrate) تبدیل میشود. هرگونه تغییر محسوس در این توان پردازشی، نیازمند تغییرات بنیادین در دسترسی به انرژی، نوسانات شدید در توجیه اقتصادی تولید، یا جابهجاییهای عظیم زیرساختی است.
در اواخر سال ۲۰۲۵ و به طور ویژه در ژانویه ۲۰۲۶ (دیماه ۱۴۰۴)، شبکه بیتکوین شاهد یکی از بیسابقهترین و شدیدترین افتهای تاریخ خود در شاخص توان پردازشی بود. دادهها نشان میدهند که هشریت جهانی از سقفهای تاریخی فراتر از ۱.۱ زتاهش بر ثانیه (ZH/s) با یک سقوط آزاد و شوکهکننده مواجه شد. این رویداد در شبکهای با این درجه از توزیعشدگی، بلافاصله توجه تحلیلگران، اقتصاددانان و رسانههای جریان اصلی را به خود جلب کرد.
با این وجود، همزمانی تقریبی این افت تاریخی با رویدادها و قطع سراسری اینترنت در ایران در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶)، بستری انحرافی برای شکلگیری یک روایت رسانهای کاملاً غیرعلمی و تقلیلگرایانه فراهم آورد. در این فضای غبارآلود اطلاعاتی، برخی رسانههای داخلی و خارجی، با نادیده گرفتن بدیهیات مهندسی شبکه و اقتصاد بلاکچین، تلاش کردند تا افت عظیم توان پردازشی در مقیاس جهانی را به خروج ماینرهای زیرزمینی و مردمی ایران از شبکه بیتکوین نسبت دهند. این روایت مخدوش، با تکیه بر آمارسازیهای متناقض نهادهای متولی انرژی در کشورمان و بازتولید در ماشین تولید محتوای ژورنالیسم زرد، به سرعت به یک باور عمومی و البته کاذب تبدیل شد.
گزارش تحقیقاتی پیش رو، با رویکردی کاملاً تحلیلی، ساختاریافته و مبتنی بر شواهد انکارناپذیر آماری، به کالبدشکافی دقیق این پدیده میپردازد. در این مسیر، با استناد به دادههای مراجع معتبر بینالمللی نظیر Chainalysis و CryptoQuant، پلتفرمهای رصد اینترنت مانند Cloudflare و NetBlocks، گزارشهای نهادهای مالی چون VanEck، و همچنین تحلیل دقیق دادههای درونزنجیرهای، اثبات خواهد شد که سهم ماینینگ زیرزمینی و غیررسمی در ایران از شبکه جهانی، رقمی بسیار ناچیز و در حد چند دهم درصد است. در ادامه، با تحلیل فکتهای علمی، نشان داده میشود که کانون این زلزله محاسباتی در ایالات متحده آمریکا قرار داشته و افت هشریت منحصراً حاصل سه عامل ساختاری بوده است، بحران هواشناسی ناشی از طوفان زمستانی و قطبی «فرنان»، سقوط قیمت بیتکوین به سطوح بحرانی زیر نقطه سربهسر هزینههای تولید، و یک شیفت پارادایم استراتژیک در کوچ زیرساختهای استخراج به سمت پردازشهای سودآورتر هوش مصنوعی (AI). همچنین، ضمن واکاوی قطعیهای اینترنت در زمان جنگ ایران و اسرائیل سال ۲۰۲۵ و ۱۸ دی ۱۴۰۴، تناقضات ادعاهای وزارت نیرو به صورت فنی و مهندسی ابطال خواهد شد.
۱. تحلیل و آنالیز دادههای مستند هشریت در بازه بحران (دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶)
برای درک دقیق عدم وابستگی افت شبکه به قطعی اینترنت در ایران، نخستین گام، بررسی روند تغییرات هشریت و سختی شبکه به صورت روزشمار است. بر اساس دادههای استخراجشده از نمودارهای درونزنجیرهای و شبکهای ، میتوان مسیر نوسانات توان پردازشی را با دقت بالایی ردیابی کرد و همبستگی زمانی رویدادها را مورد سنجش قرار داد.
در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۲۵ (حدود یک ماه پیش از بحران)، شبکه بیتکوین در وضعیت ثبات و اوج قدرت خود قرار داشت. در این مقطع، هشریت شبکه معادل ۱.۱۷ زتاهش بر ثانیه (۱۱۷۰ اگزا هش) و سختی شبکه رقم قابل توجه ۱۴۹.۳ تریلیون (T) را ثبت کرده بود. این ارقام نشاندهنده فعالیت حداکثری مزارع استخراج در سراسر جهان است. با ورود به ماه ژانویه، نوسانات طبیعی شبکه آغاز شد. در ۲ ژانویه ۲۰۲۶، هشریت با اندکی تعدیل به ۱.۱۱ زتاهش بر ثانیه و سختی به ۱۴۸.۲۶ تریلیون رسید. این روند در روزهای ۳، ۴ و ۵ ژانویه نیز با ارقام ۱.۰۷، ۱.۱۴ و ۱.۰۷ زتاهش بر ثانیه ادامه یافت که نشاندهنده یک واریانس کاملاً طبیعی در کشف بلاکها و توان پردازشی فعال است.
mempool.space
رویداد کلیدی در شامگاه ۸ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۸ دی ۱۴۰۴) به وقوع پیوست؛ زمانی که اینترنت ایران با یک قطعی سراسری مواجه شد. بررسی دادههای شبکه بیتکوین دقیقاً در همین روز نشان میدهد که هشریت جهانی روی عدد ۱.۰۸ زتاهش بر ثانیه قرار داشته است. فردای آن روز، یعنی در ۹ ژانویه، هشریت با یک افت محسوس به ۹۶۷ اگزا هش بر ثانیه کاهش یافت. این افت تقریباً ۱۰ درصدی، همان نقطهای است که رسانههای زرد و تحلیلگران سطحی آن را به عنوان «فکت» خروج ماینرهای ایرانی از شبکه در نظر گرفتند و موجی از اخبار گمراهکننده را به راه انداختند.
اما علم آمار و تحلیل سریهای زمانی، حقایق دیگری را آشکار میسازد. اگر این افت ۱۰ درصدی (معادل خروج بیش از ۱۱۰ اگزا هش توان پردازشی) ناشی از قطع ارتباط دائمی ماینرهای مستقر در ایران بود، با توجه به تداوم قطعی مطلق اینترنت در روزهای پس از ۱۸ دی، این توان پردازشی نباید به شبکه بازمیگشت. با این حال، دادههای مستند (تصویر شماره ۳) نشان میدهند که تنها ۲۴ ساعت بعد، در تاریخ ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶، هشریت شبکه با یک جهش و ریکاوری سریع مجدداً به سطح ۱.۰۴ زتاهش بر ثانیه بازگشته است. این ریکاوری در شرایطی رخ داد که ارتباطات بینالمللی در ایران همچنان به طور کامل قطع بود.
(تصویر شماره ۳)
بنابراین، افت روز ۹ ژانویه هیچ ارتباطی با ماینرهای زیرزمینی ایران نداشته و صرفاً ناشی از واریانس آماری کشف بلاکها و آغاز پیشگیرانه خاموشیهای مقطعی در برخی استخرهای آمریکای شمالی بوده است. در روز ۱۲ ژانویه، شبکه مجدداً افت دیگری را تجربه کرد و به ۸۷۵ اگزا هش رسید، اما تا ۱۵ ژانویه دوباره خود را به سطح ۸۹۸ اگزا هش بازیابی نمود.

این نوسانات سینوسی در نیمه اول ژانویه، پیشدرآمدی بر طوفان اصلی بود. ریزش تاریخی و فاجعهبار ۴۰ درصدی شبکه که هشریت را به کف ۷۰۶ الی ۶۹۰ اگزا هش کشاند، نه در هفته دوم ژانویه (زمان آغاز قطعی کامل اینترنت ایران)، بلکه در هفته پایانی ژانویه (بازه ۲۳ تا ۲۶ ژانویه) و دقیقاً همزمان با اوجگیری طوفان زمستانی فرنان در ایالات متحده به ثبت رسید این گسست زمانی میان قطعی ۱۸ دی و فروپاشی محاسباتی اواخر ژانویه، نخستین و محکمترین دلیل علمی برای رد هرگونه رابطه علت و معلولی میان این دو پدیده است.

(تصویر شماره ۴)

| تاریخ (ژانویه ۲۰۲۶) | سختی شبکه (TH) | نرخ هش | میانگین متحرک (MA) |
| ۱ | 148.26 | 978 EH/s | 1.06 ZH/s |
| ۲ | 148.26 | 1.11 ZH/s | 1.06 ZH/s |
| ۳ | 148.26 | 1.07 ZH/s | 1.06 ZH/s |
| ۴ | 148.26 | 1.14 ZH/s | 1.07 ZH/s |
| ۵ | 148.26 | 1.07 ZH/s | 1.06 ZH/s |
| ۶ | 148.26 | 982 EH/s | 1.06 ZH/s |
| ۷ | 148.26 | 953 EH/s | 1.06 ZH/s |
| ۸ | 148.26 | 1.08 ZH/s | 1.06 ZH/s |
| ۹ | 146.47 | 967 EH/s | 1.04 ZH/s |
| ۱۰ | 146.47 | 1.04 ZH/s | 1.05 ZH/s |
| ۱۱ | 146.47 | 1.19 ZH/s | 1.05 ZH/s |
| ۱۲ | 146.47 | 875 EH/s | 1.04 ZH/s |
| ۱۳ | 146.47 | 1.05 ZH/s | 1.03 ZH/s |
| ۱۴ | 146.47 | 980 EH/s | 1.02 ZH/s |
| ۱۵ | 146.47 | 898 EH/s | 1.02 ZH/s |
| ۱۶ | 146.47 | 1.003 ZH/s | 1.03 ZH/s |
| ۱۷ | 146.47 | 939 EH/s | 1.02 ZH/s |
| ۱۸ | 146.47 | 1.07 ZH/s | 1.02 ZH/s |
| ۱۹ | 146.47 | 1.03 ZH/s | 1.01 ZH/s |
| ۲۰ | 146.47 | 1.08 ZH/s | – |
| ۲۱ | 146.47 | 983 EH/s | 1.01 ZH/s |
| ۲۲ | 146.47 | 984 EH/s | 1.01 ZH/s |
| ۲۳ | 141.67 | 1.16 ZH/s | 1.02 ZH/s |
| ۲۴ | 141.67 | 985 EH/s | 1.02 ZH/s |
| ۲۵ | 141.67 | 706 EH/s | 997 EH/s |
| ۲۶ | 141.67 | 760 EH/s | 969 EH/s |
| ۲۷ | 141.67 | 871 EH/s | 969 EH/s |
| ۲۸ | 141.67 | 849 EH/s | 955 EH/s |
| ۲۹ | 141.67 | 1771 EH/s | 941 EH/s |
| ۳۰ | 141.67 | 950 EH/s | 942 EH/s |
| تاریخ ثبت داده | هشریت شبکه (دادههای تصاویر) | سختی شبکه (Difficulty) | رویداد فیزیکی / سایبری |
| ۸ دسامبر ۲۰۲۵ | ۱.۱۷ زتاهش (۱۱۷۰ اگزا هش) | ۱۴۹.۳ تریلیون | ثبات کامل شبکه و سقف تاریخی توان پردازشی |
| ۸ ژانویه ۲۰۲۶ | ۱.۰۸ زتاهش (۱۰۸۰ اگزا هش) | ۱۴۸.۲۶ تریلیون | آغاز قطعی کامل و سراسری اینترنت بینالملل در ایران |
| ۹ ژانویه ۲۰۲۶ | ۹۶۷ اگزا هش بر ثانیه | ۱۴۶.۴۷ تریلیون | افت مقطعی شبکه (شروع شایعهپراکنی رسانههای زرد) |
| ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ | ۱.۰۴ زتاهش (۱۰۴۰ اگزا هش) | ۱۴۶.۴۷ تریلیون | بازگشت سریع توان پردازشی با وجود تداوم قطعی اینترنت |
| ۲۳ تا ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶ | سقوط به محدوده ۷۰۶ تا ۶۹۰ اگزا هش | کاهش شدید در تنظیم بعدی | اوج بحران طوفان فرنان در آمریکا و تسلیم اقتصادی ماینرها |
۲. ریشهیابی علمی و ساختاری افت هشریت در مقیاس جهانی
برای درک ابعاد واقعی افت توان پردازشی شبکه بیتکوین، تحلیلها باید بر بزرگترین کانونهای استقرار دستگاههای استخراج در جهان متمرکز شود. صنعت ماینینگ در سالهای اخیر به شدت قطبی شده و ایالات متحده آمریکا با در دست داشتن سهمی نزدیک به ۳۸ درصد از کل ظرفیت محاسباتی، نبض تپنده شبکه بلاکچین محسوب میشود. رویدادهای فیزیکی، جوی و اقتصادی در مرزهای این کشور، اثری اهرمی و فوری بر کل اکوسیستم جهانی دارد. بررسیهای تخصصی نشان میدهد که افت بیسابقه هشریت در دیماه ۱۴۰۴، حاصل برخورد همزمان سه بحران موازی در این منطقه بوده است.
۲.۱. فورسماژور هواشناسی: فلج شدن شبکه برق با طوفان قطبی «فرنان»
در نیمه دوم ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده با یکی از بیرحمانهترین پدیدههای جوی سالهای اخیر خود به نام طوفان زمستانی فرنان مواجه شد. این طوفان قطبی با کاهش شدید دما، بارشهای سنگین برف و طوفانهای یخی، ایالتهای کلیدی میزبان صنعت ماینینگ، به ویژه تگزاس را درنوردید. در کشوری که اقتصاد انرژی آن بر پایه بازارهای رقابتی و آزاد بنا شده است، واکنش به چنین پدیدهای از قواعد مشخصی پیروی میکند.
با افزایش تقاضای بیسابقه برای انرژی گرمایشی از سوی شهروندان، شبکههای توزیع محلی در آستانه اضافهبار و خاموشیهای سراسری قرار گرفتند. در این سیستم، شرکتهای بزرگ استخراج بیتکوین، به عنوان مصرفکنندگان انعطافپذیر صنعتی، تحت قراردادهای واکنش به تقاضا (Demand Response) وارد عمل میشوند. در طول طوفان فرنان، نهادهای مدیریت شبکه مانند ERCOT در تگزاس، از ماینرها درخواست کردند تا برای جلوگیری از فاجعه انسانی در سرمای کشنده، از مدار خارج شوند. لازم به ذکر است که یادآوری شود در زمان جنگ ایران و اسرائیل و شروع فصل گرما در آمریکای شمالی به خصوص ایالات متحده نیز شاهد مورد مشابه و خاموشی خود خواسته ماینرها برای تقاضای بالای برق در فصل گرما بودیم.
این خروج، یک فرآیند ایزوله نبود، بلکه یک تعطیلی سیستماتیک و گسترده در سطح قارهای به شمار میرفت. گزارشهای مستند از منابع معتبری نظیر Binance و CoinDesk و پلتفرمهای تحلیلی نشان میدهد که استخر Foundry USA، که بزرگترین استخر استخراج جهان بوده و به تنهایی بیش از ۲۳ درصد از توان پردازشی شبکه را مدیریت میکند، با یک سقوط آزاد روبرو شد. توان این استخر در روزهای اوج طوفان از ۳۴۰ اگزا هش به محدوده ۱۳۹ تا ۱۹۸ اگزا هش رسید که نشانگر خروج فوری حدود ۶۰ درصد از ظرفیت عملیاتی آن (بالغ بر ۲۰۰ اگزا هش) است.
در همین راستا، استخر Luxor، یکی دیگر از بازیگران اصلی مستقر در آمریکای شمالی، شاهد افت هشریت خود از ۴۵ اگزا هش به حدود ۲۶ اگزا هش بود. شرکتهای استخراج سهامی عام نظیر Marathon Digital، Riot Platforms و CleanSpark نیز گزارش دادند که تولید روزانه بیتکوین آنها به دلیل خاموشیهای داوطلبانه تا مرز ۸۰ درصد کاهش یافته است به عنوان مثال، تولید روزانه کلیناسپارک از ۲۲ واحد به ۱۲ واحد و ماراتون دیجیتال از ۴۵ واحد به تنها ۷ واحد سقوط کرد.
این اعداد حیرتانگیز که تماماً بر بستر شفاف بلاکچین و گزارشهای مالی بورس نزدک قابل راستیآزمایی هستند، با قطعیت کامل اثبات میکنند که افت دهها اگزا هشی شبکه، پیامد مستقیم یک پدیده جوی در آمریکای شمالی بوده است. طولانی شدن زمان ایجاد بلاکها تا ۱۲.۴ دقیقه در اوج طوفان، صرفاً واکنشی الگوریتمی به این خروج ناگهانی سختافزارهای آمریکایی بوده و تلاش برای تقلیل این فاجعه صنعتی-اقلیمی به قطع دسترسی اینترنت در ایران، یک خطای فاحش در محاسبات علیت است.
۲.۲. گرداب اقتصاد استخراج و سقوط قیمت زیر سطح توجیه اقتصادی تولید
دومین کاتالیزور قدرتمند در افت هشریت ژانویه ۲۰۲۶، که اثری عمیقتر و ماندگارتر از طوفانهای زمستانی داشت، وقوع یک بحران سودآوری تمامعیار در صنعت استخراج بود. بیتکوین سیستمی است که در آن امنیت از طریق انگیزههای اقتصادی تامین میشود؛ چنانچه هزینه تامین امنیت از درآمد حاصل از آن پیشی بگیرد، دستگاههای تامینکننده (ASICها) بدون درنگ از برق کشیده میشوند.
پس از تجربه یک دوره رشد هیجانی و رسیدن قیمت بیتکوین به سقف تاریخی بیش از ۱۲۶ هزار دلار در اواخر سال ۲۰۲۵، بازار ارزهای دیجیتال در زمستان ۲۰۲۶ وارد یک فاز کاهشی و فرسایشی شدید شد و قیمت تا محدوده ۶۷ الی ۷۰ هزار دلار سقوط کرد. این سقوط قیمتی در حالی رخ داد که به دلیل رقابت بیسابقه در شبکه طی ماههای قبل از آن، سختی استخراج (Difficulty) در اوایل ژانویه به قله تاریخی ۱۴۸ تریلیون رسیده بود. ترکیب قیمت پایین و سختی بسیار بالا، حاشیه سود ماینرها را به شدت متراکم ساخت.
گزارشهای تحلیلی از موسساتی نظیر JPMorgan و پلتفرمهای رصد دادههای کلان مانند MacroMicro و CryptoQuant، تصویر تاریکی از اقتصاد ماینینگ در این ماه ارائه میدهند. دادهها حاکی از آن است که میانگین هزینه استخراج یک واحد بیتکوین (شامل هزینه برق، استهلاک تجهیزات، نیروی کار و هزینههای زیرساختی) در اواسط ژانویه بین ۸۷ هزار تا ۱۰۱ هزار دلار متغیر بوده است. این در حالی است که دارایی استخراجشده در بازار آزاد در محدوده ۶۷ تا ۷۰ هزار دلار معامله میشد. این شکاف منفیِ ۲۰ تا ۳۰ درصدی به معنای زیان خالص ۱۷ تا ۳۰ هزار دلاری برای ماینرها به ازای تولید هر بلاک جدید بود.
شاخص بنیادین Hashprice که درآمد ماینرها را به ازای هر پتاهش بر ثانیه در روز اندازهگیری میکند، از اوجهای مطلوب خود به زیر ۳۵ دلار (و در مقاطعی زیر ۳۰ دلار) سقوط کرد. همزمان، بر اساس گزارشهای CryptoQuant، شاخص پایداری سود و زیان ماینرها (Miner Profit and Loss Sustainability Index) به عدد بحرانی ۲۱ سقوط کرد که پایینترین حد در ۱۴ ماه پیش از آن محسوب میشد.
در این فضای اقتصادی خفقانآور، بقا تنها برای بازیگرانی ممکن بود که به برق بسیار ارزان (زیر ۰.۰۶ دلار بر کیلووات ساعت) و دستگاههای فوقپیشرفته دسترسی داشتند. دستگاههای نسل میانی نظیر Antminer S19 XP، که تا چند ماه پیش ستون فقرات شبکه را تشکیل میدادند، به سرعت زیانده شدند و مالکان آنها برای جلوگیری از نابودی سرمایه در گردش، اقدام به خاموش کردن سریالی آنها نمودند. پدیده «تسلیم ماینرها» باعث شد تا حجم عظیمی از توان پردازشی به صورت دائمی یا تا زمان کاهش مجدد سختی، از شبکه خارج شود. بنابراین، بخش بزرگی از افت ۴۰ درصدی هشریت، واکنش ساختاری بازار آزاد به عدم تناسب میان هزینه و درآمد بوده است که در قالب خاموشیهای سیستماتیک تجلی یافت.
۲.۳. شیفت پارادایم زیرساختی و کوچ استراتژیک از استخراج به پردازشهای هوش مصنوعی (AI)
سومین متغیر کلان که باعث خروج پایدار بخشی از ظرفیت محاسباتی از شبکه بیتکوین شد، تحولی عمیق در اقتصاد دیتاسنترهاست. از اواخر سال ۲۰۲۴ و به ویژه در طول سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، انقلاب هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تقاضا برای توان محاسباتی با کارایی بالا (HPC) را به شکلی انفجاری افزایش داد.
شرکتهای استخراج بیتکوین که صاحبان بزرگترین سولههای خنککننده صنعتی و قراردادهای توزیع برق در مقیاس گیگاوات هستند، با یک دوراهی اقتصادی مواجه شدند. از یک سو، درآمد استخراج بیتکوین پس از رویداد هاوینگ (Halving) نصف شده و با افت قیمت بازار در ژانویه ۲۰۲۶، حاشیه سود به شدت فشرده و حتی منفی شده بود. از سوی دیگر، شرکتهای پیشرو در حوزه فناوری حاضر بودند برای اجاره ظرفیت پردازشی گرافیکی (GPU) جهت آموزش مدلهای زبانی هوش مصنوعی، مبالغی با حاشیه سود بسیار امنتر، قابل پیشبینیتر و در مواردی تا چندین برابر بیشتر از استخراج بیتکوین پرداخت کنند.
موسسات مالی بینالمللی نظیر VanEck در گزارشهای تحلیل ساختاری خود اشاره کردهاند که این واگرایی سودآوری، منجر به یک کوچ استراتژیک در میان غولهای ماینینگ شده است. شرکتهایی نظیر Bitfarms، Hut 8 و IREN به طور رسمی اعلام کردند که بخشی از توان برق و زیرساختهای خنککننده خود را از دستگاههای ASIC به سرورهای تخصصی هوش مصنوعی اختصاص دادهاند.
این پدیده، تنها یک تغییر موقت ناشی از طوفان نبود؛ بلکه یک خروج دائمی و ساختاریِ ظرفیت انرژی از اکوسیستم بیتکوین به اکوسیستم هوش مصنوعی بود. برآوردهای کارشناسی نشان میدهند که تا اواخر سال ۲۰۲۶، بخش بزرگی از درآمد این دیتاسنترها از خدمات AI تامین خواهد شد. خروج این زیرساختها، لایه دیگری از کاهش پایدار هشریت در دیماه ۱۴۰۴ را توضیح میدهد که درک آن بدون مطالعه تلاقی اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی غیرممکن است.
۳. تحلیل وقایع زیرساختی ارتباطات ایران جنگ ۱۲ روزه و قطعی ۱۸ دی ۱۴۰۴
برای ابطال ادعای تأثیرگذاری قطع اینترنت ایران بر شبکه بیتکوین، لازم است ابتدا مکانیسم و ابعاد این قطعیها را به صورت فنی بررسی کنیم و نشان دهیم که چرا با وجود مسدود شدن جریان داده، اثر آن بر شبکه جهانی از منظر ترمودینامیکی و آماری بیاهمیت است. بررسی این موضوع شامل واکاوی دو رویداد کلیدی است، اختلالات زمان جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ و قطعی سراسری در ژانویه ۲۰۲۶.
۳.۱. قطعی شبکه در زمان جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۲۵)
در فاصله ۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، منطقه خاورمیانه شاهد تشدید بیسابقه تنشهای ژئوپلیتیک و وقوع درگیریهای مستقیم میان ایران و اسرائیل بود که به جنگ ۱۲ روزه شهرت یافت. در این دوره، میدان نبرد به سرعت به فضای سایبری نیز کشیده شد. زیرساختهای ارتباطی، مالی و نظارتی ایران تحت حملات شدید سایبری قرار گرفت؛ به طوری که اختلالات گستردهای در عملکرد بانکهای بزرگ مانند بانک سپه و همچنین سامانههای راداری و حتی ارتباطی و هک چند صرافی ارزدیجیتال گزارش گردید.
در واکنش به این حملات سایبری فلجکننده و با هدف حفظ یکپارچگی اطلاعاتی و جلوگیری از نفوذ بدافزارهای مخرب، سیاستگذاران امنیتی اقدام به اعمال محدودیتهای شدید و قطعیهای گسترده در دسترسی به اینترنت بینالملل کردند. در این دوره نیز، به دلیل همزمانی این درگیریها با جابهجایی فصلی توان پردازشی در سایر نقاط جهان (به ویژه پایان فصل پرآبی و برق ارزان در برخی مناطق آسیایی و نوسانات بازار)، شبکه بیتکوین دچار نوسان در شاخص هشریت گردید. با این حال، در آن زمان نیز همانند سال ۲۰۲۶، رسانههای غیرتخصصی با اتصال این دو رویداد، ادعا کردند که خاموشی ماینرهای ایرانی عامل این افت بوده است؛ ادعایی که ناشی از عدم درک مکانیسمهای اقتصاد کلان در بازار کریپتو بود.
۳.۲. قطعی سراسری و مطلق اینترنت در ۱۸ دی ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶)
الگوی مسدودسازی ارتباطات در ژانویه ۲۰۲۶ (دیماه ۱۴۰۴)، یکی از بیسابقهترین موارد در تاریخ محدودیتهای دیجیتال بود که با هدف کنترل جریان داده و اعمال ملاحظات سختگیرانه سایبری و امنیتی اجرا گردید. دادههای منتشر شده توسط رصدخانههای بینالمللی اینترنت از جمله Cloudflare Radar و NetBlocks، تصویر دقیقی از معماری این خاموشی ارائه میدهند.

بر اساس گزارشهای فنی، عملیات در شامگاه ۸ ژانویه (۱۸ دی ۱۴۰۴) وارد فاز نهایی خود شد. پیش از اجرای کامل، پلتفرم کلودفلر گزارش داد که حدود ساعت ۱۱:۵۰ به وقت جهانی (UTC)، بالغ بر ۹۸.۵ درصد از فضاهای آدرسدهی IPv6 مرتبط با ایران از جداول مسیریابی جهانی (BGP) حذف شدند. این افت ناگهانی نشاندهنده تغییر تنظیمات زیربنایی در دیوارهای آتش (Firewalls) و فیلترینگ عمیق بستههای داده (DPI) بود. سپس، در حدود ساعت ۱۸:۴۵ UTC، ترافیک خروجی از سرویسدهندگان اصلی اینترنت کشور از جمله شرکت مخابرات (TCI)، همراه اول (MCCI) و ایرانسل به طور کامل به سمت صفر سقوط کرد.

در این رویداد، ارتباط ایران با فضای سایبر جهانی به معنای واقعی کلمه قطع شد و ترافیک به سمت زیرساخت داخلی یا شبکه ملی اطلاعات (NIN) هدایت گردید. سیاست ایزولاسیون دیجیتال با اعمال استراتژی سختگیرانه «لیست سفید» (White List) همراه بود که در آن، دسترسی به اینترنت بینالملل تنها برای معدودی از نهادهای خاص، رسانههای تایید شده و برخی سرورهای کلیدی مجاز بود و دسترسی عمومی شهروندان و کسبوکارها، از جمله ارتباطات حیاتی مبتنی بر VPN و حتی تجهیزات ماهوارهای نظیر استارلینک، با اخلال و مسدودسازی سنگین روبرو شد.
این خاموشی ارتباطی که برای هفتهها با درجات مختلفی ادامه داشت، به طور قطع اتصال هرگونه دستگاه ماینینگ مستقر در ایران را با استخرهای استخراج جهانی (که عموماً در خارج از مرزها قرار دارند) قطع نمود. با این حال، همانگونه که در تحلیل آماری بخش اول و بررسی طوفانهای ایالات متحده در بخش دوم اثبات شد، این قطع ارتباط هیچگونه موج معناداری در دریای عظیم هشریت جهانی ایجاد نکرد. دلیل این بیاثر بودن، نه در کیفیت مسدودسازی اینترنت، بلکه در حجم بسیار ناچیز و غیرقابل اعتنای استخراج زیرزمینی در ایران نهفته است.
۴. واکاوی ترمودینامیکی و فیزیکی، چرا سهم ماینینگ زیرزمینی ایران ناچیز است؟
قلب تپنده شایعات رسانهای، بر این پیشفرض استوار است که اقتصاد پنهان یا «ماینینگ مردمی و زیرزمینی» در ایران، بخش قابلتوجهی از کیک استخراج جهانی (مثلاً ۵ تا ۱۰ درصد) را به خود اختصاص داده است. اما با استفاده از قوانین فیزیک برق، محدودیتهای شبکههای توزیع محلی و آمار محاسباتی، میتوان به سادگی این فرض را باطل کرده و نشان داد که سهم واقعی استخراج مردمی و غیررسمی، از چند دهم درصد شبکه جهانی فراتر نمیرود.
برای درک این مسئله، باید مفهوم اگزا هش (EH/s) را به مگاوات (MW) ترجمه کنیم. هشریت جهانی در مقطع پیش از بحران ژانویه ۲۰۲۶، افزون بر ۱.۱ زتاهش (۱۱۰۰ اگزا هش) بود. یک سهم ۵ درصدی از این شبکه معادل ۵۵ اگزا هش توان پردازشی است.
در خوشبینانهترین حالت، اگر فرض کنیم ماینرهای زیرزمینی در ایران به پیشرفتهترین سختافزارهای سال ۲۰۲۶ نظیر Antminer S21 (با بهرهوری حدود ۱۵ ژول بر تراهش) مجهز هستند، تولید ۵۵ اگزا هش نیازمند مصرف مداوم بیش از ۵۰۰ تا ۷۰۰ مگاوات برق خالص است. اما واقعیت اقتصاد تحریمی و زیرزمینی در ایران کاملاً متفاوت است. به دلیل محدودیتهای واردات، هزینههای بالای گمرکی، خطر کشف و مصادره توسط نهادهای امنیتی، ماینرهای غیررسمی تمایلی به استفاده از دستگاههای گرانقیمت ندارند. آنها شبکه پنهان خود را بر پایه تجهیزات به شدت فرسوده، قاچاق و ارزانقیمت از رده خارجشده چینی (مانند سریهای M20، S9 یا نسخههای قدیمیتر M30) بنا کردهاند. بهرهوری این دستگاههای مستهلک معمولاً بین ۵۰ تا ۱۰۰ ژول بر تراهش است.
تولید ۵۵ اگزا هش با استفاده از این تجهیزات فرسوده، نیازمند مصرف مداوم ۳۰۰۰ تا ۵۵۰۰ مگاوات برق است. این رقم معادل ظرفیت تولید ۳ تا ۵ نیروگاه بزرگ است. ادعای اینکه چنین حجم عظیمی از بار الکتریکی و حرارتی در قالب اقتصاد پنهان، در خانههای مسکونی، گاوداریها، سولههای متروکه و انشعابات کشاورزی مخفی شده باشد، از منظر مهندسی شبکه برق غیرممکن است.
شبکههای توزیع فشار ضعیف محلی در ایران (کابلهای کوچهها و ترانسفورماتورهای محلهای) به شدت فرسوده بوده و ظرفیت آمپراژ محدودی دارند. استقرار تنها چند ده دستگاه پرمصرف و مستهلک در یک کارگاه یا منطقه مسکونی برای پنهان شدن پشت کنتورهای خانگی، بلافاصله منجر به افت شدید ولتاژ، گرمایش بیش از حد سیمها و در نهایت ذوب شدن ترانسفورماتورهای محلی میشود. سیستمهای پایش بار (Load Monitoring) در پستهای توزیع، هرگونه انحراف نامتعارف از منحنی مصرف را در کسری از ثانیه تشخیص میدهند.
بنابراین، ادعای وجود صدها هزار دستگاه فعال که توانایی تولید درصدهای بالایی از هشریت جهانی را داشته باشند و همزمان در برابر دیدگان بازرسان اداره برق پنهان بمانند، با بدیهیات فیزیک حرارت و الکترونیک در تضاد است و بیشتر نقش شانتاژ رسانهای را بازی میکند. سهم واقعی ماینینگ مردمی و زیرزمینی که در منازل یا کارگاههای کوچک با استفاده از دستگاههای معدود انجام میشود، در مقیاس جهانی به قدری اندک است (زیر چند دهم درصد) که خاموش شدن دسته جمعی آنها به واسطه قطعی اینترنت در جنگ ۱۲ روزه و ۱۸ دی، در میان نوسانات چند ده اگزا هشی روزانه شبکه جهانی، به عنوان خطای آماری گم میشود و به هیچ وجه قابلیت ایجاد افتهای ۱۰ تا ۴۰ درصدی را ندارد.
۵. آمارسازی، فرافکنی و تناقضات ساختاری وزارت نیرو (توانیر)
بخشی از پایداری افسانه ماینینگ در ایران، مستقیماً ریشه در اظهارات غیردقیق، تناقضگوییها و آمارسازیهای مقامات وزارت نیرو و شرکت توانیر دارد. در سالهای اخیر، همزمان با تشدید بحرانهای ناترازی انرژی در تابستان و زمستان، توانیر همواره تلاش کرده است تا بخشی از بار مسئولیت قطعیهای برنامهریزیشده برق را از دوش خود برداشته و یک «دشمن نامرئی» به نام استخراجکنندگان زیرزمینی رمزارز بتراشد.
این رویکرد در دو مقطع کلانی که پیشتر اشاره شد، یعنی جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۲۵) و قطعی ۱۸ دی ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) به اوج خود رسید. در هر دو مورد، همزمان با قطع شدن اینترنت بینالملل، مصرف برق کشور با افت مواجه شد. مقامات توانیر در اظهاراتی شگفتانگیز ادعا کردند که در زمان قطعی اینترنت، مصرف شبکه حدود ۲۴۰۰ مگاوات (و در برخی گزارشها حداقل ۱۳۰۰ مگاوات) کاهش یافته است و تمام این کاهش بار را منحصراً به خاموش شدن جبری حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز نسبت دادند. آنها با استفاده از ادبیاتی دراماتیک و رسانه پسند، این میزان مصرف را معادل تولید دو نیروگاه اتمی بوشهر خوانده و ماینرها را عامل اصلی ناترازی شبکه معرفی کردند.
با این حال، یک تحلیل ساده اقتصادی و صنعتی، سستی و غیرعلمی بودن این آمارسازی را برملا میسازد، هنگامی که اینترنت یک کشور پهناور ۸۰ تا ۹۰ میلیون نفری به مدت چند روز یا چند هفته به طور کامل قطع میشود، چه اتفاقی رخ میدهد؟ ۱. توقف کامل اقتصاد دیجیتال و خدمات پلتفرمی، فعالیت تمام تاکسیهای اینترنتی (اسنپ، تپسی)، پلتفرمهای سفارش غذا، فروشگاههای آنلاین (دیجیکالا)، و هزاران کسبوکار مبتنی بر وب متوقف میشود. ۲. فلج شدن زنجیره تامین و لجستیک، سیستمهای ثبت سفارش، گمرک، بنادر و لجستیک کارخانجات که همگی نیازمند تبادل داده هستند، مختل شده و در نتیجه فعالیت خطوط تولید صنعتی به حداقل میرسد. ۳. کاهش شدید تراکنشهای مالی، با از کار افتادن دستگاههای کارتخوان (POS)، سامانههای ساتنا و پایا و خدمات بانکی، تبادلات تجاری در سطح بازار سنتی نیز متوقف میشود. ۴. خاموشی زیرساختهای سروری و خطوط ارتباطی، هزاران سرور محلی، سیستمهای سرمایش دیتاسنترهای شرکتی و رایانههای اداری در پی توقف کارها، از مدار مصرف خارج میشوند. در مورد قطعی دیماه حتی شاهد قطع ارتباطات VoIP و کاهش مصرف دادههای آنتنهای BTS هم بودیم.
مجموع این توقف در تحرک اقتصادی و صنعتی کشور، به طور طبیعی منجر به کاهش هزاران مگاواتی تقاضای انرژی الکتریکی در سطح ملی میشود. اینکه مقامات توانیر، کل افت ۲۴۰۰ مگاواتی مصرف را که حاصل سکته اقتصاد دیجیتال و توقف صنایع است، به صورت یکجا به نام خاموشی ماینرها فاکتور کنند، مصداق بارز مصادره به مطلوب و آمارسازی برای پنهان کردن کسریهای بنیادین شبکه است.
علاوه بر این، در صورت پذیرش فرض وجود ۸۰۰ هزار دستگاه فعال و پنهان، با توجه به کیفیت دستگاههای قاچاق، مصرف آنها بسیار فراتر از ۲۴۰۰ مگاوات خواهد بود که همانطور که در بخش قبل اثبات شد، پنهان کردن چنین هیولای حرارتی در شبکههای توزیع فرسوده ایران از نظر فیزیکی محال است.
واقعیت آن است که صنعت برق ایران با کسری ساختاری تولیدی در حدود ۱۵ تا ۳۰ هزار مگاوات مواجه است که ریشه در عواملی چون عدم سرمایهگذاری در زیرساختهای جدید در یک دهه گذشته، فرسودگی شدید نیروگاههای حرارتی، راندمان پایین تولید و افت ظرفیت نیروگاههای برقآبی به دلیل خشکسالی دارد. بزرگنمایی نقش ماینرها، صرفاً سپری دفاعی برای توجیه این ناترازیهای عظیم و فرار از پاسخگویی در قبال خاموشیهای گسترده به شمار میرود.
| ادعای نهادهای متولی انرژی (توانیر) | واقعیتهای علمی، اقتصادی و مهندسی شبکه |
| افت ۲۴۰۰ مگاواتی مصرف برق کشور پس از قطع اینترنت صرفاً ناشی از خاموشی ۹۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز است. | کسر قابلتوجهی از این افت مربوط به توقف کامل اقتصاد دیجیتال، فلج شدن زنجیره تامین صنایع، خوابیدن دستگاههای POS و کاهش تحرک اقتصادی در سراسر کشور است. |
| ماینرها عامل اصلی ناترازی و قطعیهای برنامهریزیشده در تابستان و زمستان هستند. | کسری ۳۰ هزار مگاواتی شبکه حاصل عدم توسعه ظرفیت نیروگاهی، راندمان پایین و خشکسالی است؛ سهم واقعی ماینینگ زیرزمینی از کل مصرف برق، ناچیز است. |
| وجود ۸۰۰ هزار دستگاه در ۷۰ هزار مزرعه زیرزمینی معادل مصرف دو نیروگاه اتمی. | توزیع پنهان چنین بار مصرفی در شبکههای فشار ضعیف، بدون ذوب شدن کابلها و شناسایی توسط سامانههای افت ولتاژ غیرممکن است. |
۶. اکوچمبرهای رسانهای، نقش ژورنالیسم زرد در ساخت یک افسانه سایبری
شکلگیری و تثبیت این باور غلط در افکار عمومی، بدون بازوی محرک رسانههای غیرتخصصی و زرد امکانپذیر نبود. در اکوسیستم رسانهای امروز، سرعت بر دقت ارجحیت دارد و تمایل به ایجاد تیترهای کلیکبایت منجر به قربانی شدن تحلیلهای علمی میگردد. در جریان بحران دیماه ۱۴۰۴، یک چرخه بازخورد معیوب میان رسانههای داخلی و خارجی شکل گرفت.
در داخل ایران، خبرگزاریهایی نظیر خبرآنلاین یا تجارت نیوز با انتشار گزارشهایی کاملاً غیرکارشناسی، ادعا کردند که قطع اینترنت باعث شده هشریت جهانی بیتکوین حدود ۱۰ درصد افت کند یا ایران بهشتی برای ماینرها. این رسانه با استفاده از ارقام منسوخ و قدیمی، اعلام کرد که هشریت از ۴۵۰ اگزا هش به ۴۰۶ اگزا هش کاهش یافته است. این در حالی است که همانطور که در دادههای مستند شبکه دیدیم، هشریت کل در ژانویه ۲۰۲۶ افزون بر ۱۱۰۰ اگزا هش بوده است. استفاده از پایههای آماری غلط (۴۵۰ در برابر ۱۱۰۰) صرفاً تلاشی برای بزرگنمایی درصد افت و دراماتیک کردن یک خبر داخلی بود.
متأسفانه، این جریان اطلاعاتی معیوب تنها به رسانههای عمومی محدود نماند. پلتفرمهای تخصصیتر حوزه رمزارز در داخل کشور نیز در مقاطعی، با تکیه بر ترجمههای ناقص از سایتهای خارجی یا بازنشر ادعاهای توانیر، ناخواسته به تثبیت این روایت کمک کردند.
در آن سوی مرزها، پلتفرمها و رسانههای جریان اصلی و زرد غربی نیز همواره به دنبال یافتن سوژههای جذاب از خاورمیانه هستند. این رسانهها با استخراج ادعاهای مقامات توانیر (مانند مصرف معادل دو نیروگاه اتمی) و تلفیق آن با قطعیهای اینترنت، بدون هیچگونه راستیآزمایی با دادههای درونزنجیرهای، مقالاتی مبنی بر «سقوط شبکه بیتکوین در پی قطعی اینترنت ایران» منتشر کردند. این پدیده مصداق بارز مغالطه «همبستگی بدون علیت» است؛ جایی که رسانهها همزمانی یک پدیده محلی (قطعی ۱۸ دی) با یک پدیده جهانی (واریانس طبیعی شبکه و متعاقب آن طوفان فرنان در آمریکا) را به عنوان یک رابطه علت و معلولی قطعی به مخاطب القا میکنند.
۷. رمزگشایی از رفتار واقعی ایرانیان، تحلیل دادههای Chainalysis و CryptoQuant
اگر ماینینگ مردمی سهم ناچیزی دارد، پس چرا نام ایران در گزارشهای سالانه نهادهای ناظر بلاکچین تا این حد پررنگ است؟ پاسخ این پرسش، خط بطلانی نهایی بر ادعای تاثیرگذاری استخراج ایران بر شبکه جهانی میکشد. برای فهم این موضوع باید بین «تولید دارایی» (Mining) و «حفظ ارزش دارایی» (Wealth Preservation) تمایز قائل شد.
نهاد مرجع و معتبر Chainalysis در گزارش فصلی سال ۲۰۲۶ خود، دادههای خیرهکنندهای از وضعیت بازار کریپتو در ایران منتشر کرد. بر اساس این گزارش، حجم کل تراکنشهای مرتبط با اکوسیستم ایران در سال ۲۰۲۵ به رقم عظیم ۷.۸ میلیارد دلار رسید. اما بررسیهای عمیقتر رویزنجیرهای نشان میدهد که این حجم عظیم، برخلاف تصور رسانهها، ارتباطی با پاداش استخراج بلاک (Block Reward) ندارد. این ارقام صرفاً منعکسکننده حجم تراکنشهای مبادلاتی و نقل و انتقالات مالی هستند.
در کشوری که اقتصاد آن با تورمهای مزمن ۴۰ تا ۵۰ درصدی دست و پنجه نرم میکند و پول ملی (ریال) از سال ۲۰۱۸ تا اوایل ۲۰۲۶ بالغ بر ۹۰ درصد ارزش خود را در برابر ارزهای مرجع از دست داده است، شهروندان و فعالان اقتصادی به دنبال یک مکانیزم دفاعی هستند. ارزهای دیجیتال، به ویژه بیتکوین و استیبلکوینها نظیر تتر (USDT)، نقش یک پناهگاه امن ضدتورمی و وسیلهای برای فرار سرمایه را ایفا میکنند.
دادههای دقیق پلتفرمهایی نظیر Chainalysis و CryptoQuant نشان میدهد که در مقاطع بروز بحران و ناپایداریهای شدید، رفتار کاربران ایرانی به شدت تدافعی میشود. به عنوان مثال، در روزهای منتهی به قطع کامل اینترنت در ۱۸ دی ۱۴۰۴ (بازهی ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۸ ژانویه ۲۰۲۶)، حجم بیسابقهای از برداشتها (Withdrawals) از صرافیهای متمرکز داخلی به سمت کیفپولهای غیرحضانتی و شخصی (Self-Custody Wallets) ثبت شده است.
این پدیده که در ادبیات مالی به آن Bank Run یا در اینجا Exchange Run گفته میشود، نشاندهنده هراس عمومی از احتمال مسدود شدن داراییها به دلیل فروپاشی پلتفرمهای داخلی یا قطعی طولانیمدت اینترنت بینالملل است. مردم برای حفظ کنترل بر داراییهای خود، موجودیهایشان را به شبکههای بلاکچینی منتقل میکردند.
بنابراین، دادههای علمی و رویزنجیرهای ثابت میکنند که سهم عمده و نقش اصلی شهروندان کشورمان در اقتصاد بیتکوین، نه در قامت «تولیدکننده توان پردازشی» (ماینر)، بلکه در جایگاه «متقاضی مصرفکننده» برای حفظ ارزش پول خلاصه میشود. خروج میلیاردها دلار سرمایه به شکل بیتکوین و استیبلکوین، نمایانگر تبادلات مالی ثانویه است و هیچگونه هشریتی به شبکه اضافه نکرده یا از آن نمیکاهد. اتصال این حجم عظیم تراکنشهای دفاعی به ظرفیت استخراج، یک خطای تحلیلی است که رسانههای زرد به عمد یا از روی ناآگاهی به آن دامن زدهاند.
کالبدشکافی همهجانبه رویدادهای ژانویه ۲۰۲۶ (دیماه ۱۴۰۴) در شبکه بیتکوین، با استفاده از سختگیرانهترین معیارهای تحلیل داده، علم ترمودینامیک و اقتصاد کلان، نشان میدهد که روایت ارتباط قطع اینترنت ایران با سقوط هشریت جهانی، یک افسانه بیاساس رسانهای است. این گزارش با استناد به دادههای قطعی اثبات نمود که:
۱. علت واقعی و ساختاری افت هشریت و سقوط ۴۰ درصدی توان پردازشی شبکه در اواخر ژانویه، منحصراً حاصل یک طوفان سهگانه در ایالات متحده بوده است؛ بحران بیسابقه هواشناسی (طوفان فرنان) که منجر به خروج داوطلبانه ۲۰۰ اگزا هش از ظرفیت استخرهایی نظیر Foundry USA برای حفظ پایداری شبکه برق آمریکا شد بحران اقتصادی ناشی از سقوط قیمت بیتکوین به محدوده ۶۷ هزار دلار در برابر هزینه تولید ۸۷ تا ۱۰۱ هزار دلاری که منجر به خاموشی دستگاههای قدیمی و زیانده گردید، و در نهایت تغییر استراتژی بلندمدت شرکتهای استخراج برای اختصاص ظرفیتهای انرژی خود به پردازشهای سودآورتر هوش مصنوعی (AI).
۲. سهم ناچیز ماینینگ زیرزمینی ایران: با توجه به محدودیتهای فیزیکی شبکههای توزیع برق در تحمل بارهای حرارتی و الکتریکی، سهم استخراج غیررسمی و مردمی ایران در مقیاس ۱.۱ زتاهشی شبکه جهانی، از چند دهم درصد فراتر نمیرود و قطع اتصال آن در مقیاس نوسانات روزانه شبکه کاملاً محو است.
۳. آمارسازی برای پنهان کردن ناترازی، ادعاهای مقامات وزارت نیرو (توانیر) مبنی بر کاهش ۲۴۰۰ مگاواتی مصرف برق به دلیل خاموشی ماینرها در پی قطعی ۱۸ دی و جنگ ۱۲ روزه، از نظر علمی مخدوش است. این افت مصرف، بازتابی از توقف اجباری اقتصاد دیجیتال، خدمات پرداخت و زنجیره لجستیک کشور در زمان قطع ارتباط با جهان بوده است، نه خاموشی دهها هزار ماینر پنهان.
۴. ماهیت واقعی فعالیت کاربران ایرانی، آمارهای خیرهکننده ۷.۸ میلیارد دلاری گزارش شده توسط نهادهایی نظیر Chainalysis، نشاندهنده ظرفیت استخراج کشور نیست؛ بلکه بازتاب تلاش جامعه برای محافظت از داراییهای ریالی در برابر تورم مزمن و تبدیل آن به داراییهای دیجیتال (نظیر بیتکوین و تتر) است. موج برداشتها به کیفپولهای شخصی پیش از قطع اینترنت، گواه بارز این رفتار تدافعی اقتصادی است.
در نهایت، پیوند دادن یک اختلال فیزیکی و جوی در قاره آمریکا با یک قطعی برنامهریزیشده داده در خاورمیانه، صرفاً حاصل بازتولید اطلاعات ناقص در اتاقهای پژواک ژورنالیسم زرد است. شبکه بیتکوین، به عنوان یک موجودیت ترمودینامیکی جهانی، تنها به انگیزههای اقتصادی و دسترسی به انرژی در قطبهای اصلی خود واکنش نشان میدهد و افسانهپردازیهای منطقهای قادر به تغییر این معادلات قطعی نخواهند بود










